الشيخ رسول جعفريان

465

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

راه تجارت قريش رانا امن كند . مشركين نيز كه به اين امر آگاهى يافته بودند ، مىكوشيدند تا از راههاى غير معمول خود را از تيررس مسلمانان برهانند . در اين فاصله كرز بن جابر فهرى نيز حملهء پنهانى به مدينه داشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تا منطقهء بدر ، او را تعقيب كردند اما به او دست نيافتند . محتمل مىنمايد كه او تحريك شدهء قريش بوده است . اقدامات مزبور نشان آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حاضر است با قريش درگير شود ، طبيعى است كه قبايل ديگر بايد حساب كار خويش را داشته باشند . در جريان غزوه ذى العشيره ، طايفهء بنى مدلج استقبال خوبى از آن حضرت و همراهانشان كه دويست نفر بودند ، داشتند ، آن مقدار كه به دليل معطلى در آنجا ، كاروان از تيررس مسلمانان دور شد و شايد بطور پنهانى ، اين اقدام نيز با انگيزه سياسى صورت گرفته است ، البته كسى به اين مطلب تصريح نكرده است . بنا به نقل جمع فراوانى از مورخان ، كنيهء ابوتراب براى امام على عليه السلام در همين غزوه به او داده شده است . عمار مىگويد : به همراه على عليه السلام براى ديدن نخلهاى بنى مدلج رفتيم و در آنجا بر روى خاك خوابيديم تا آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و على عليه السلام را با كنيهء ابوتراب صدا كرد . « 1 » آخرين سريه‌اى كه قريب يك ماه و نيم پيش از غزوهء بدر صورت گرفت و تنها سريّه و به عبارتى تنها عملياتى بود كه موفقيت آميز بود ، سريه نَخْله به فرماندهى عبد الله بن جحش بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نامه‌اى سربسته به دست او سپرد و گفت كه با عده‌اى پس از گذشت دو روز از حركت ، نامه را گشوده و به آنچه در آن است عمل كند ، جز آن كه حق ندارد سربازان خود را به اجبار بدان عمل وا دارد . محتمل است كه اين اقدام براى مخفى نگاه داشتن عمليات بوده چه پيش از آن ، نوعاً قريش از اقدام آن حضرت آگاه مىشده‌اند . وقتى عبد الله نامه را خواند تازه محل اصلى عمليات را كه منطقهء نخله بوده دانست ، او مىبايست در آنجا در كمين كاروانى از قريش باشد ، كاروانى كه حامل مويز و پوست براى تجارت بود . قريش از حضور مسلمانان آگاهى يافت اما يكى از همراهان عبد الله سر خويش را تراشيده بود تا نشان دهد قصد انجام عمره دارد . بدين ترتيب قريشيان آرام گرفتند . در اينجا يك مشكل وجود داشت . آن روز ، روز آخر ماه رجب ؛ يعنى ماه حرام بوده و طبعاً مسلمانان نمىبايست جنگ را آغاز مىكردند زيرا زمان ، « زمان حرام » بود . از سوى ديگر اگر آنان تا فرداى آن روز صبر كرده و همراه قريش آرام حركت مىكردند داخل

--> ( 1 ) . مصادر اين سخن عمار را ببينيد در : الصحيح من سيرة النبى ، ج 3 ، ص 141 ؛ در آنجا دربارهء حكايت جعلى ديگرى كه برخى منابع دربارهء نامگذارى به ابوتراب آورده‌اند به تفصيل سخن گفته شده است .